ذبيح الله صفا
204
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
در گرمى و شوق سماعكنندگان مىرفت مانند افگندن خرقه و دريدن جامه و امثال آنها ؛ و نيز در باب حلال بودن سماع و همچنين در باب الفاظى كه قوّالان در سماع به كار مىبردند ( مانند شراب ، خرابات ، خرابات مغان ، مصطبه ، مغان ، مغبچه ، ترسا ، ترسابچه ، بت ، بتپرست ، دير ، كنشت و جز اينها ) بحثها و توصيفها و تفسيرها و شرطها و قرارهايى ميان صوفيان بود كه ذكر همهء آنها نيازمند كتابى خاص است ، كه يقينا دلانگيز و روحبخش هم خواهد بود ، ليكن از بدبختى ما را فرصت بحث مستوفى درينباره نيست و بهتر آنست كه بكتابهاى صوفيان درينباب مراجعه شود على الخصوص بكتاب پرارزش اوراد الاحباب و فصوص الآداب كه شرح همهء اين احوال از ورق 131 b تا 169 a آن كتاب ( نسخهء عكسى كتابخانهء مركزى دانشكاه ) آمده و قسمتى ازين كتاب را آقاى ايرج افشار بطبع رسانيده است . و همچنين دربارهء شيوهء تربيت صوفيان و اعمال مختلفى كه مىبايست بعد از اربعينيّه ( محل چلّهنشستن ) تا زيارت مقابر اولياء انجام دهند ، و كيفيّت ذكرها و ادعيه و اورادى كه داشتند و خرقهيى كه مىپوشيدند احكام و شرايط خاص بوده است كه آوردن همهء آنها درينجا سخن را بدرازا مىكشاند و خواننده مىتواند بمقالهيى كه در مجلهء مهر ( سال چهارم ) تحت عنوان « تاريخ تعليم و تربيت در ايران از قرن هفتم تا قرن دهم هجرى » نوشته و مبحث مفصّلى از آن را بصوفيان و كيفيت تربيت آنان اختصاص دادهام ، مراجعه كند و نيز بكتابهاى متعدّدى بنگرد كه دربارهء صوفيه يا مبانى اعتقادات آنان نوشته شده و ببرخى از آنها كه مربوط بدورهء مورد مطالعهء ما بود در ذيل صحايف همين كتاب اشاره كردهام .